ولايتعهدى امام رضا عليه السلام
ضامن آهــو
اطلاعات کامل و جامع در باره امام رضا(ع)،حرم،مشهد و ...

پس از آنکه امام تراژدى پيشنهاد خلافت را با توجه به جدى نبودن آن از سوى مامون، پشت‏سر نهاد، خود را در برابر صحنه‏بازي ديگرى يافت. آن اينکه مامون به رغم امتناع امام هرگز از پاى ننشست و اين بار وليعهدى خويشتن را به وي پيشنهاد کرد. در اينجا نيز امام مي‏دانست که منظور تامين هدفهاى شخصى مامون است، لذا دوباره امتناع ورزيد، ولى اصرار و تهديدهاى مامون چندان اوج گرفت که امام بناچار با پيشنهادش موافقت کرد.

دلايل امام براى پذيرفتن وليعهدي

هنگامي امام رضا(ع) وليعهدى مامون را پذيرفت که به اين حقيقت پى برده بود که در صورت امتناع بهايى را که بايد بپردازد تنها جان خودش نمي‏باشد، بلکه علويان و دوستدارانشان همه در معرض خطر واقع مي‏شوند. در حالى که اگر بر امام جايز بود که در آن شرايط، جان خويشتن را به خطر بيفکند، ولى در مورد دوستداران و شيعيان خود و يا ساير علويان هرگز به خود حق نمي‏داد که جان آنان را نيز به مخاطره دراندازد.

افزون بر اين، بر امام لازم بود که جان خويشتن و شيعيان و هواخواهان را از گزندها برهاند. زيرا امت اسلامى بسيار به وجود آنان و آگاهى بخشيدنشان نياز داشت. اينان بايد باقى مي‏ماندند تا براى مردم چراغ راه و راهبر و مقتدا در حل مشکلات و هجوم شبهه‏ها باشند.

آري، مردم به وجود امام و دستپروردگان وى نياز بسيار داشتند، چه در آن زمان موج فکرى و فرهنگى بيگانه‏اى بر همه جا چيره شده بود و با خود ارمغان کفر و الحاد در قالب بحثهاى فلسفي و ترديد نسبت‏به مبادى خداشناسي، مي‏آورد. بر امام لازم بود که بر جاى بماند و مسؤوليت‏خويش را در نجات امت‏به انجام برساند. و ديديم که امام نيز - با وجود کوتاه بودن دوران زندگيش پس از وليعهدى - چگونه عملا وارد اين کارزار شد.

حال اگر او با رد قاطع و هميشگى وليعهدي، هم خود و هم پيروانش را به دست نابودى مي‏سپرد اين فداکاري کوچکترين تاثيرى در راه تلاش براى اين هدف مهم در برنمي‏داشت.

علاوه بر اين، نيل به مقام وليعهدى يک اعتراف ضمني از سوى عباسيان به شمار مي‏رفت داير بر اين مطلب که علويان نيز در حکومت‏سهم شايسته‏اى داشتند.

ديگر از دلايل قبول وليعهدى از سوى امام آن بود که اهلبيت را مردم در صحنه سياست‏حاضر بيابند و به دست فراموشيشان نسپارند، و نيز گمان نکنند که آنان همانگونه که شايع شده بود، فقط علما و فقهايى هستند که در عمل هرگز به کار ملت نمي‏آيند. شايد امام نيز خود به اين نکته اشاره مي‏کرد هنگامى که «ابن عرفه‏» از وى پرسيد:

- اى فرزند رسول خدا، به چه انگيزه‏اى وارد ماجراي وليعهد شدي؟

امام پاسخ داد:

به همان انگيزه‏اى که جدم علي(ع) را وادار به ورود در شورا نمود. (1)

گذشته از همه اينها، امام در ايام وليعهدى خويش چهره واقعى مامون را به همه شناساند و با افشا ساختن نيت و هدفهاي وى در کارهايى که انجام مي‏داد، هرگونه شبهه و ترديدى را از نظر مردم برداشت.

آيا امام خود رغبتى به اين کار داشت؟

اينها که گفتيم هرگز دليلى بر ميل باطنى امام براي پذيرفتن وليعهدى نمي‏باشد. بلکه همانگونه که حوادث بعدى اثبات کرد، او مي‏دانست که هرگز از دسيسه‏هاى مامون و دار و دسته‏اش در امان نخواهد بود و گذشته از جانش، مقامش نيز تا مرگ مامون پايدار نخواهد ماند. امام بخوبى درک مي‏کرد که مامون به هر وسيله‏اى که شده در مقام نابودى وى - جسمي يا معنوى - برخواهد آمد.

تازه اگر هم فرض مي‏شد که مامون هيچ نيت‏شومى در دل نداشت. با توجه به سن امام اميد زيستنش تا پس از مرگ مامون بسيار ضعيف مي‏نمود. پس اينها هيچ کدام براى توجيه پذيرفتن وليعهدى براى امام کافى نبود.

از همه اينها که بگذريم و فرض را بر اين بگذاريم که امام اميد به زنده ماندن تا پس از درگذشت مامون را نيز مي‏داشت، ولى برخوردش با عوامل ذى نفوذى که خشنود از شيوه حکمرانى وى نبودند، حتمى بود. همچنين توطئه‏هاي عباسيان و دار و دسته‏شان و بسيج همه نيروها و ناراضيان اهل دنيا بر ضد حکومت امام که اجراى احکام خدا به شيوه جدش پيامبر(ص) و علي(ع) بايد پياده مي‏شد، امام را با همان مشکلات زيانبارى روبرو مي‏ساختند که برايتان در فصل گذشته شرح داديم. در آنجا گفتيم که حتى مردم نيز حکومت‏حق و عدل امام(ع) را در آن شرايط نمي‏توانستند تحمل کنند.

فقط اتخاذ موضع منفى درست‏بودبا توجه به تمام آنچه که گفته شد در مي‏يابيم که براى امام(ع) طبيعى بود که انديشه رسيدن به حکومت را از چنين راهى پر زيان و خطر از سر بدر کند، چه نه تنها هيچ يک از هدفهاى وى را به تحقق نمي‏رساند، بلکه بر عکس سبب نابودى علويان و پيروانشان همراه با هدفها و آمالشان نيز مي‏گرديد.

بنابراين، اقدام مثبت در اين جهت‏يک عمل افتخارآميز و بى منطق قلمداد مي‏شد.

برنامه پيشگيرى امام‏اکنون که امام رضا(ع) در پذيرفتن وليعهدى از خود اختيارى ندارد، و نه مي‏تواند اين مقام را وسيله رسيدن به هدفهاى خويش قرار دهد، چه زيانهاى گرانبارى بر پيکر امت اسلامى وارد آمده دينشان هم به خطر مي‏افتد. . . و از سويى هم امام نمي‏تواند ساکت‏بنشيند و چهره موافق در برابر اقدامات دولتمردان نشان بدهد. . . . پس بايد برنامه‏اى بريزد که در جهت‏خنثى کردن توطئه‏هاى مامون پيش برود.

پي‏نوشت:

(1) مراجعه شود به: مناقب آل ابي‏طالب / 4 / ص 364 - معادن الحکمة / ص 192 - عيون اخبار الرضا / 2 / ص 40

بحار / 49 / ص 140 و 141

سيد جعفر شهيدي  - برگرفته از سایت آل بیت


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:









تاريخ : چهار شنبه 20 شهريور 1398برچسب:,
ارسال توسط حسین احمدپور مبارکه